سیاست
روزنامه سیاست | روزنامه انتقادی عباس میرزا اسکندری و میرزاده عشقی در اواخر قاجار
روزنامه سیاست از روزنامههای سیاسی، انتقادی و آزادیخواه تهران در سالهای پایانی حکومت قاجار بود که به صاحبامتیازی و مدیرمسئولی عباس میرزا اسکندری و سردبیری میرزا باقرخان تبریزی تأسیس شد و انتشار آن از سال ۱۳۰۰ خورشیدی آغاز گردید.

نخستین شماره سیاست در چهار صفحه و قطع متوسط، در روز چهارشنبه ۱۶ سنبله ۱۳۰۰ خورشیدی، برابر با ۴ محرم ۱۳۴۰ قمری منتشر شد. مقاله افتتاحیه روزنامه با عنوان «مرام و مسلک ما در عالم مطبوعات» آغاز میشد و در آن اداره روزنامه بر مسئولیت مطبوعات در برابر ملت و بهویژه طبقات زحمتکش تأکید میکرد.
سیاست از همان آغاز روزنامهای صریح و منتقد بود و بهتدریج در شمار مطبوعات نزدیک به جناح اقلیت مجلس به رهبری سید حسن مدرس قرار گرفت. مخالفت با سیاستهای دولت و بهویژه افزایش قدرت رضاخان سردار سپه سبب شد این روزنامه بارها با توقیف و محدودیت روبهرو شود.
روزنامه تنها پس از انتشار شماره دوم توقیف شد و شماره سوم پس از بیش از سه ماه وقفه در ۲۳ قوس ۱۳۰۰ خورشیدی، برابر با ۱۶ ربیعالاول ۱۳۴۰ قمری انتشار یافت. سرمقاله شماره سوم به همین توقیف طولانی و آغاز دوباره انتشار اختصاص داشت.
توقیفهای سیاست در سال دوم آنقدر پیدرپی بود که اداره روزنامه اعلام کرد وجه اشتراک سال دوم را از مشترکان مطالبه نخواهد کرد و مبالغی را که پیشتر دریافت کرده بود، از اشتراک دوره بعد کسر میکند. این تصمیم نشاندهنده شدت محدودیتهایی بود که این روزنامه منتقد در آن دوره با آن مواجه بود.
سیاست در آغاز هفتهای دو بار منتشر میشد، اما بعدها انتشار آن به صورت روزانه درآمد. شماره ۶۵ سال دوم در ۱۷ دلو ۱۳۰۱ خورشیدی منتشر شده و انتشار روزنامه در سال سوم نیز ادامه یافته است.
شماره نخست سال سوم در چهار صفحه، قطع بزرگ و با چاپ سربی انتشار یافت. محل اداره روزنامه در تهران، خیابان شاهآباد قرار داشت.
مندرجات سیاست شامل سرمقالهها و مقالات سیاسی و انتقادی، اخبار داخلی و خارجی، گزارشهای مجلس و همچنین مطالب ادبی بود. از پاورقیهای روزنامه میتوان به «زن سیاهپوش» با ترجمه میرزا فتحالله نزلایاغ اشاره کرد.
سیاست، مدرس و جناح اقلیت
روزنامه سیاست از مهمترین مطبوعات نزدیک به جریان اقلیت دوره پنجم مجلس شورای ملی به شمار میرفت. این جناح به رهبری سید حسن مدرس با بخش مهمی از سیاستهای سردار سپه مخالفت میکرد.
در خارج از مجلس نیز شماری از مدیران جراید از این جریان پشتیبانی میکردند که عباس اسکندری، مدیر سیاست، یکی از شناختهشدهترین آنان بود. حمایت از مدرس و مخالفت با تمرکز قدرت در دست سردار سپه، روزنامه سیاست را به یکی از نشریات مخالف دولت در سالهای پایانی سلطنت قاجار تبدیل کرد.
این موضعگیریها سبب شد سیاست بارها توقیف شود و عباس اسکندری نیز در معرض فشارهای سیاسی قرار گیرد.
میرزاده عشقی و روزنامه سیاست
یکی از مهمترین نویسندگان و همکاران روزنامه سیاست، میرزاده عشقی، شاعر و روزنامهنگار آزادیخواه و منتقد آن دوره بود.
عشقی و اسکندری هر دو از مخالفان جدی جریان جمهوریت مورد حمایت سردار سپه بودند. عشقی بسیاری از مقالات سیاسی و تند خود را در روزنامه سیاست منتشر میکرد و همکاری او با اسکندری چنان نزدیک بود که امتیاز روزنامه قرن بیستم خود را نیز در اختیار اسکندری قرار داد و دورهای از آن نشریه با همکاری عباس اسکندری انتشار یافت.
از مشهورترین نوشتههای عشقی در سیاست مقالات مربوط به «جمهوری قلابی» بود. او در یکی از این نوشتهها با زبان طنز و انتقاد شدید از جریان جمهوریخواهی آن روز نوشت:
«اول کله مردم را عوض کنید، بعد کلاه آنها را.»
این مقالات در فضای بسیار متشنج سال ۱۳۰۳ خورشیدی انتشار یافت؛ هنگامی که مسئله تبدیل سلطنت به جمهوری به یکی از اصلیترین موضوعات سیاست ایران تبدیل شده بود.
همکاری میرزاده عشقی با سیاست و انتشار این نوشتهها، روزنامه را به یکی از منابع مهم برای بررسی مخالفتهای مطبوعاتی با جریان جمهوریت در واپسین سالهای حکومت قاجار تبدیل کرده است.
عباس میرزا اسکندری
عباس میرزا اسکندری در سال ۱۲۷۶ خورشیدی در تهران متولد شد. او از خاندان قاجار بود. پدرش محمدعلی میرزا، مشهور به شاهزاده علیخان، از مؤسسان انجمن آدمیت و جدش محمدطاهر میرزا از مترجمان و نویسندگان برجسته عصر قاجار بود.
محمدطاهر میرزا شماری از آثار مهم ادبی اروپا را از زبان فرانسه به فارسی ترجمه کرد که از میان آنها میتوان به سه تفنگدار، کنت مونتکریستو و آثاری درباره عصر لویی چهاردهم اشاره کرد.
عباس اسکندری تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در مدارس علمیه و دارالفنون تهران گذراند و بعدها برای ادامه تحصیل به فرانسه رفت و در رشته حقوق بینالملل تحصیل کرد.
بر پایه روایت ارائهشده، او با وجود وابستگی خانوادگی به خاندان سلطنتی قاجار، علاقهای به حضور در دستگاه دربار نداشت و فعالیت سیاسی و اجتماعی را ترجیح میداد.
اسکندری از حدود نوزدهسالگی وارد فعالیت سیاسی شد. در جریان جنگ جهانی اول به جمع مجاهدان و مهاجران سیاسی پیوست و در مبارزات مخالف حضور نیروهای متفقین در ایران شرکت کرد. در جریان این فعالیتها مدتی به دست نیروهای متفقین در غرب ایران بازداشت و زندانی شد.
آغاز فعالیت مطبوعاتی
پس از پایان جنگ جهانی اول، اسکندری مدتی در یکی از کابینههای مشیرالدوله به عنوان معاون اداری رئیسالوزرا فعالیت کرد.
در ۱۶ شهریور ۱۳۰۰ خورشیدی انتشار روزنامه سیاست را آغاز کرد. این روزنامه در فاصله سالهای ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۳ از مهمترین رسانههای سیاسی منتقد محسوب میشد و با راهنمایی و حمایت سیاسی سید حسن مدرس از جناح اقلیت مجلس دفاع میکرد.
بسیاری از نوشتههای میرزاده عشقی و دیگر آزادیخواهان در صفحات سیاست منتشر شد و همین امر جایگاه این روزنامه را در تاریخ مطبوعات سیاسی آن دوران برجسته کرد.
مبارزه با حکومت رضاشاه
پس از قدرت گرفتن رضاشاه و محدودتر شدن فضای سیاسی، فعالیتهای عباس اسکندری نیز با فشار بیشتری روبهرو شد. او چندین بار بازداشت و زندانی شد.
در روایت ارائهشده آمده است که در سال ۱۳۱۶ در جریان بازداشت گروه معروف به پنجاهوسه نفر نیز گرفتار شد و به حبس محکوم گردید. مخالفتهای سیاسی او در دوره حکومت رضاشاه ادامه داشت و مدتی از زندگی خود را در زندان سپری کرد.
اسکندری در مقطعی نیز در وزارت فوائد عامه فعالیت داشت و سپس برای ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت. پس از بازگشت به ایران به وکالت دادگستری پرداخت.
کتاب آرزو و بازگشت به سیاست
با سقوط حکومت رضاشاه در شهریور ۱۳۲۰، دوره تازهای از فعالیت سیاسی عباس اسکندری آغاز شد.
او فعالیت خود را با انتشار کتاب «آرزو» یا «تاریخ مفصل مشروطیت ایران» دنبال کرد. این کتاب علاوه بر شرح بخشهایی از تاریخ مشروطه، دیدگاههای سیاسی و خاطرات اسکندری را نیز دربر میگرفت و بهویژه حاوی انتقادهای تند او از حکومت رضاشاه بود.
این اثر از نوشتههای مهم باقیمانده از عباس اسکندری است و برای شناخت دیدگاه او درباره انقلاب مشروطه و تحولات سیاسی ایران تا شهریور ۱۳۲۰ اهمیت دارد.
حزب توده و قوامالسلطنه
پس از شهریور ۱۳۲۰، اسکندری به دعوت خواهرزادهاش ایرج اسکندری در تشکیل حزب توده ایران مشارکت کرد و مدتی عضو کمیته مرکزی حزب بود.
روزنامه سیاست نیز برای مدتی در خدمت فعالیتهای حزب قرار گرفت. با این حال، پس از حدود یک سال اختلافاتی میان عباس اسکندری و رهبران حزب به وجود آمد و او از حزب کنار گذاشته شد.
اسکندری بعدها به احمد قوام (قوامالسلطنه) نزدیک شد و در فعالیتهای سیاسی او نقش یافت. در جریان تحولات آذربایجان نیز ارتباطاتی میان قوام و برخی جریانهای سیاسی داشت.
پس از روی کار آمدن قوام در سال ۱۳۲۴، اسکندری مدتی فرماندار تهران شد و به حزب دموکرات ایران، که قوام تأسیس کرده بود، پیوست.
نمایندگی مجلس شورای ملی
عباس اسکندری در انتخابات دوره پانزدهم مجلس شورای ملی از همدان نامزد شد و به نمایندگی این شهر انتخاب گردید.
انتخاب او با مخالفتهایی روبهرو شد و هنگام بررسی اعتبارنامهاش در مجلس بحثهای زیادی درگرفت. با وجود اعتراض مخالفان، اعتبارنامه وی تصویب شد و اسکندری به مجلس راه یافت.
او در دوره نمایندگی از چهرههای پرتحرک و جنجالی مجلس بود و بارها از دولتها سؤال یا آنها را استیضاح کرد.
یکی از موضوعات مهم سخنرانیهای او مسئله نفت بود. اسکندری از جمله نمایندگانی بود که موضوع لغو قرارداد نفت ۱۹۳۳ را در مجلس مطرح کرد و خواستار بررسی مجدد این قرارداد شد.
وی همچنین به صلاحیت محمود جم برای وزارت جنگ اعتراض کرد و موضوع واقعه مسجد گوهرشاد را مطرح ساخت.
پس از پایان دوره پانزدهم، عباس اسکندری دیگر نتوانست به مجلس شورای ملی راه یابد.
اقامت در اروپا و اختلاف با دولت مصدق
در ۱۸ بهمن ۱۳۲۷ اسکندری ایران را به مقصد اروپا ترک کرد. مدتی در سوئیس و سپس در فرانسه اقامت داشت و اعلام کرد که دولت ایران اجازه بازگشت به کشور را به او نمیدهد.
اقامت او در اروپا حدود دو سال ادامه یافت. در تیرماه ۱۳۳۱ و در جریان آخرین نخستوزیری قوامالسلطنه بار دیگر در صحنه سیاست ایران ظاهر شد.
در دوران کوتاه نخستوزیری قوام در تیرماه ۱۳۳۱، عباس اسکندری و حسن ارسنجانی از حامیان جدی دولت او بودند. این دولت پس از قیام سی تیر سقوط کرد و محمد مصدق بار دیگر نخستوزیر شد.
اسکندری پس از آن طی نامهای سرگشاده به مصدق با لایحه اختیارات نخستوزیر مخالفت کرد و آن را مغایر اصول مشروطیت دانست. چند ماه بعد نیز در نامهای خطاب به شاه، تصویب این اختیارات را خلاف قانون اساسی خواند.
فعالیت اقتصادی
عباس اسکندری پس از کاهش فعالیتهای سیاسی، به وکالت و فعالیتهای اقتصادی پرداخت و مالک زمینهای گستردهای در غرب تهران شد.
وی در اول مرداد ۱۳۲۸ نیز در تأسیس بانک ایران و غرب مشارکت داشت؛ بانکی که بخشی از سهام آن در اختیار سرمایهگذاران سوئیسی قرار داشت.
اسکندری در کنار فعالیت سیاسی و مطبوعاتی، از مالکان شناختهشده غرب تهران نیز به شمار میرفت و بخشی از اراضی مناطق طرشت و محدودههای غربی تهران در مالکیت او قرار داشت.
درگذشت
عباس میرزا اسکندری سرانجام در ۲۴ دی ۱۳۳۸ خورشیدی، هنگامی که برای رسیدگی به امور بانکی و مذاکره با سهامداران به اروپا سفر کرده بود، بر اثر سکته قلبی در مونیخ درگذشت.
زندگی سیاسی او بیش از چهار دهه از تاریخ معاصر ایران را دربر میگیرد؛ از جنگ جهانی اول و سالهای پایانی قاجار تا حکومت رضاشاه، تشکیل حزب توده، دوران قوام و نهضت ملی نفت.
با این حال، در تاریخ مطبوعات ایران نام عباس اسکندری بیش از هر چیز با روزنامه سیاست، حمایت از سید حسن مدرس، همکاری نزدیک با میرزاده عشقی و مخالفت مطبوعاتی با سردار سپه و جریان جمهوریت شناخته میشود.
مشخصات روزنامه
نام روزنامه: سیاست
صاحبامتیاز و مدیرمسئول: عباس میرزا اسکندری
سردبیر: میرزا باقرخان تبریزی
از نویسندگان برجسته: میرزاده عشقی
محل انتشار: تهران
محل اداره: خیابان شاهآباد
دوره تاریخی آغاز انتشار: اواخر دوره قاجار
سال آغاز انتشار: ۱۳۰۰ خورشیدی
تاریخ نخستین شماره: ۱۶ سنبله ۱۳۰۰ / ۴ محرم ۱۳۴۰ قمری
تعداد صفحات نخستین شماره: ۴ صفحه
قطع: متوسط؛ در دورههای بعد قطع بزرگ
شیوه انتشار نخستین دوره: هفتهای دو بار
شیوه انتشار بعدی: روزانه
موضوع: سیاسی، اجتماعی، انتقادی و اخبار داخلی و خارجی
گرایش: حامی جناح اقلیت مجلس و منتقد سردار سپه
شیوه چاپ سال سوم: چاپ سربی
پاورقی: زن سیاهپوش، ترجمه میرزا فتحالله نزلایاغ
شناسنامه
سال مورد نظر را انتخاب کنید
هیچ مشکلی پیدا نشد