بیداری
سید محمد هاشمی کرمانی (۱۲۷۵ کرمان – ۱۳۴۹ تهران) از چهرههای برجسته مطبوعاتی، فرهنگی و سیاسی ایران بود که در حوزههای روزنامهنگاری، نویسندگی و فعالیتهای پارلمانی نقش فعالی ایفا کرد.
او در خانوادهای اهل علم در کرمان به دنیا آمد. پدرش، سید باقر تبریزی، از فقیهان و مدرسان شناختهشده و علاقهمند به ادب بود. هاشمی تحصیلات مقدماتی خود را با سرعتی چشمگیر طی کرد و در دوازدهسالگی دوره مدرسه را به پایان رساند. سپس نزد پدر و استادانی همچون آقا جواد (برادر احمد بهمنیار) در کرمان و ادیب نیشابوری در مشهد به تکمیل دانش ادبی پرداخت. او در ادامه برای تحصیل به نجف رفت و نزد علامه امینی درس خواند و پس از آن به کرمان بازگشت. علاوه بر زبان عربی، با زبانهای انگلیسی و ترکی نیز آشنایی داشت.
هاشمی در سال ۱۳۰۱ مدیریت مدرسه شهاب کرمان را بر عهده گرفت و یک سال بعد، انتشار روزنامه «بیداری» را آغاز کرد. در این نشریه، افرادی چون برادرانش محمدرضا، احمد و حمید، محمود دبستانی (درگاهی)، محمدابراهیم باستانی پاریزی، محمد تجربهکار (همایون)، احمد ناظرزاده کرمانی، حسن بقائی و عباس افسری همکاری داشتند.
او در عرصه سیاسی نیز حضوری فعال داشت؛ در سال ۱۳۱۳ به عضویت شورای بلدیه کرمان درآمد و سپس به ریاست آن رسید. همچنین ریاست جمعیت شیر و خورشید سرخ کرمان را نیز بر عهده داشت. در سال ۱۳۱۸ بهعنوان نماینده کرمان وارد مجلس شورای ملی شد و به مدت سه دوره در این جایگاه فعالیت کرد.
پس از شهریور ۱۳۲۰ و گشایش فضای سیاسی کشور، هاشمی در سال ۱۳۲۲ هفتهنامه «اتحاد ملی» را در تهران بنیانگذاری کرد و همراه با برادرانش نزدیک به سی سال آن را منتشر ساخت. این نشریه بهدلیل انتشار اخبار پشتپرده و تحلیلهای سیاسی، نقش مهمی در روشنسازی برخی زوایای تاریخ معاصر ایران داشت.
پس از پایان دوره نمایندگی، مسئولیتهای متعددی از جمله مدیریت روزنامه رسمی، چاپخانه مجلس، اداره تندنویسی، صندوق تعاون کارمندان مجلس شورای ملی و امور مربوط به چاپ لغتنامه دهخدا را بر عهده گرفت. با تأسیس مجلس سنا در سال ۱۳۲۸ نیز بهعنوان سناتور کرمان انتخاب شد.
پس از درگذشت او، مدیریت هفتهنامه «اتحاد ملی» به برادرزادهاش مجید هاشمی واگذار شد تا اینکه این نشریه نیز در سال ۱۳۵۳، همراه با بسیاری از مطبوعات دیگر، به دستور دولت تعطیل شد.
از جمله آثار سید محمد هاشمی کرمانی میتوان به «کرمانیان نامی»، «تاریخ مذاهب در کرمان»، «شوخیهای خلفا، علما و سلاطین»، «سخنان ائمه، پادشاهان و بزرگان» و نیز تصحیح «مزارات کرمان» (تذکرةالاولیاء محرابی کرمانی) اشاره کرد. همچنین دستنوشتههایی درباره درگیریهای شیخی و بالاسری در کرمان از او برجای مانده است.