روزنامه فرج بعد از شدت
روزنامه فرج بعد از شدت در اصفهان به مدیری (آقا میرزا نور الدین مجلسی) تأسیس و در سال ۱۳۲۵ قمری منتشر شده این روزنامه در چهار صفحه بقطع وزیری بزرگ در مطبعه سنگی فرهنک واقع در بازار سراجهای اصفهان طبع و ماهیانه سه نمره یعنی هر ده روز یکمرتبه توزیع شده است.
شماره اول روزنامه فرج بعد از شدت در شهر شعبان ۱۳۲۵ قمری انتشار یافته و پس از انتشار سه شماره بعلت تأسیس انجمن بلدیه در اصفهان اسم روزنامه تبدیل به (انجمن بلدیه و فرج بعد از شد)ت گردیده است. راجع باین تغییر اسم شرحی در شمار مچهارم روزنامه مورخ رمضان ۱۳۲۵ قمری ذکر نموده که برای توضیح مطلب عین آنرا ذیلا نقل مینمائیم.
«چون این جریده ابتدا باسم فرج بعد از شدت موسوم شد و بعد از بطبع رسیدن نمره اول آن انجمن مقدس بلدیه اصفهان بکوری چشم دشمنان و مستبدین بر پا شد و چون این بنده عضویت در آن انجمن داشتم اعضای انجمن مقدس که تمام از علما و از بزرگان و اعیان و اشراف میباشند و همچنین رئیس انجمن مقدس آقای وتیق الملک تکلیف فرمودند که چون از این تاریخ ببعد این انجمن مقدس لابد باید جریده مخصوص داشته باشد که آنچه مذاکره میشود همه روزه در انجمن در آن جریده درج شود لهذا بهتر این است که این جریده موسوم با نحمن بلدیه شود از اینجهت اسم آن را انجمن بلدیه قرار دادیم و آنچه راجع بآبادی مملکت و ترقی ملت است باسم فرج بعد از شدت درج شود لهذا ابتدا میکنیم با نجمن بلدیه روز سه شنبه سلخ شعبان… »
در شماره پنجم نیز اسم (انجمن بلدیه فرج بعد از شدت) برای روزنامه محفوظ مانده ولی از شماره شش فرج بعد از شدت اراسم روزنامه حذف و روزنامه تنها بنام (انجمن بلدیه) منتشر شده است. بنا بر این روزنامه فرج بعد از شدت باین نام بیش از سه شماه منتشر نگردیده و شماره چهار و پنج باسم انجمن بلدیه و فرج بعد از شدت انتشار یافته و از شماره ششم ببعد منحصراً باسم (انجمن بلدیه) منتشر شده است. برای اطلاع ار شماره ششم ببعد باید بجلد اول کتاب ذیل انجمن بلدیه مراجعه شود. مندرجات فرج بعد از شدت بیشتر مقالاتیست بقلم مدیر روزنامه راجع بخوابد مشروطیت ومضار استبداد و از شماره چهار بعد که روز نامه ارگان انجمن بلدیه شده بیشتر مندرجات روز نامه مذاکرات و احکام انجمن بلدیه میباشد.
مقاله افتتاحی روز نامه که در آن اسامی بعضی از جراید آن ایام ذکر شده بدینقرار است: احمد بیحد و ثنای بیعد مر خداوندیرا سزد که حبل المتین اسلام را بمجلس ملی محکم گردانید و ندای عدالت از صور اسرافیل دمید تا سرمایه دانش بگوش اهل معارف رسید و کوکب دری را بخانه شرف کشانید تا ندای وطن را بگوش اهل تربیت رسانید واهل دانش را بر فواید عامه داشت تا پرورش ابنای وطن را بهتر از جهاد اکبر دانند و وصف الجمال شرأفت را بشر یا رسانند و انسان را از میان تمام مخلوقات برگزید و او را بعقل و علم از سایر حیوانات برتری داد و در حقش ولقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم فرمود و مشرف بتشریف ولقد کرمنا بنی آدم نمود و بعضی را برتری و شرف داد بسایرین بواسطه علم و در حق آنها فرمود هلیستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون و هم چنین فرمود…… »
مقاله مذکور فهرستی از جراید منتشره صدر مشروطیت ایران است. در همین شماره مقاله بعنوان (مناظره مشروطه با استبداد) بطبع رسیده است. و این مقاله بدینقم شروع میشود: «روزی مشروطه که جوانی است در کمال خوشگلی و خوشرویی که تازه در پشت لبهای او موهای نازک رونیده عمامه سفید کوچکی برسر…. » در زیر عنوان روزنامه فرج بعد از شدت بدینقسم معرفی شده است: «در این جریده از کلیه مطالب نافعه بحال عامه خلق بحث میشود مراسلات بدون اسم و امضا درج نخواهد شد. »
وجه اشتراک روزنامه سالیانه در اصفهان دوازده قرآن – شش ماهه شش قرآن سایر بلاد ایران: پانزده قرآن و هفت قرآن و نیم. هندوستان و افغانستان چهار روپیه و دو روپیه. تمام اروپا و عثمانی و مصر: هشت فرانک و چهار فرانک. قیمت هر نسخه صد دینار. وجه اشتراک بعد ار ارسال چهار نمره یک قسط گرفته میشود.
اعلامات سطری دهشاهی. اوایح مجاناً درج میشود. محل توزیع: محله شمس آباد اصفهان منزل مدیر جریده. روزنامه بخط نستعلیق بسیار خوب وکاتب آن (العبد مصطفی) امضا مینماید.
از امتیازات روزنامه فرج بعد از شدت سادگی و روانی جملات و عبارات آنت بقسمی که هر کس مایل است آنرا بخواند و مطالب آنرا درک میکند و این رویه بر خلاف معمول رورنامههای آن ایام است که سعی میکردند مطالب رامشگل بنویسند و این خود حکایت از ذوق نویسندگی مدیر روزنامه مینماید و اگر مطلب بدرازا نمیکشید بطور نمونه یکی از مقالات آنرا نقل میکردیم. شرح احوال مرحوم مجلسی را در جلد اول کتاب نوشته و عکسایشانر اگر اور نمودهایم خوانندگان بذیل روزنامه ) انجمن بلدیه ( مراجعه فرمایند. در اینجا فقط بنقل شرحی که مدیر روزنامه ارژنگ در شماره ۱۲ سال چهارم روز نامه ارژنک مورخ ۱۷ اسفند ۱۳۰۷ شمسی پس ارفوت مجلسی بعنوان تسلیت نوشته اکتا مینمائیم: دراثر کسالت و نقاهت یگانه پیشوای محترم اسلامی حضرت مستطاب آقای آمیرزا نور الدین مجلسی اعلی اله مقامه الشریف چندروز قبل برحمت ایزدی پیوسته. الحق و الانصاف جای تأسف و تحسر است بر این بگانه عضو محترم اسلامی ما همه مسلمین در سوگواری آنوجود محترم شریک و سهیمیم. » دو رباعی زیر را که اثر طبع آنمرحوم است باین قسمت اضافه نموده و شرح راجع برورنامه فرج بعد از شدت را خاتمه میدهیم:
رباعی
نگار من چو برخار خود نقاب گرفت
فغان زخلق برآمد که آفتاب گرفت
گرفت در دل من جای آننگار و دریغ
که شهریار دیاری چنین خراب گرفت
أیضاً
نگارم بوسه برجان میفر و شد.
غنیمت دان که ارزان میفروشد.
گل رویت اگر دهقان ببیند
یقین دارم گلستان میفروشد.
این نکته را نیز لازم است یادآور شویم که برون بطور اختصار در باره فرج بعد از شدت نوشته است روزنامه هفتگی منتشره در طهران با چاپ سنگی (صفحه ۱۲۱ کتاب مطبوعات و شعر فارسی) و چنانکه خوانندگان ملاحظه میفرمایند اشتباهاً محل آنرا طهران ضبط کرده است
به نقل از تاریخ جرایدو مجلات ایران نوشته محمد صدرهاشمی
